مصرف و برداشت آب در ایران؛ فاصله خطرناک با استاندارد جهانی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۳۱۵۴۵
گزارش|

مصرف و برداشت آب در ایران؛ فاصله خطرناک با استاندارد جهانی

بررسی داده‌های جهانی نشان می‌دهد ایران با یکی از بالاترین نرخ‌های برداشت آب در جهان، در مرحله خطرناک تنش آبی قرار گرفته است؛ در حالی که بخش کشاورزی ۹۰ درصد منابع را مصرف می‌کند، شهر‌ها با کمبود و فرونشست زمین دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
مصرف و برداشت آب در ایران؛ فاصله خطرناک با استاندارد جهانی

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ ایران در حالی با یکی از شدیدترین دوره‌های کم‌آبی تاریخ خود مواجه شده که بررسی داده‌های بین‌المللی از جمله Our World in Data، FAO و گزارش‌های منابع آب جهانی نشان می‌دهد کشور ما از نظر میزان برداشت سالانه آب، الگوی مصرف در بخش‌های کشاورزی، شهری و صنعتی و نیز سرانه مصرف، فاصله‌ای نگران‌کننده با استاندارد‌های جهانی دارد. تحلیل آمار‌های موجود نشان می‌دهد الگوی مصرف آب در ایران نه‌تنها با میانگین جهانی تفاوت فاحشی دارد، بلکه در مقایسه با کشور‌های منطقه خلیج فارس که شرایط اقلیمی خشک‌تری نسبت به ایران دارند، نیز وضعیت کشور را در جایگاهی شکننده قرار می‌دهد؛ وضعیتی که با بهره‌وری پایین، فرسودگی زیرساخت‌ها و برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی تشدید شده است.

 

بررسی داده‌های جدول مصرف آب در تهران که نمونه‌ای قابل تعمیم به الگوی مصرف شهری کشور است نشان می‌دهد بخش خانگی بخش عمده‌ای از مصرف را به خود اختصاص می‌دهد و پیک مصرف در ماه‌های گرم به شکل قابل توجهی بالاتر از میانگین سال ثبت می‌شود؛ اما نکته مهم‌تر این است که مشکل اصلی بحران آب ایران در مصرف شهری خلاصه نمی‌شود. داده‌های جهانی نشان می‌دهد حدود ۹۰ تا ۹۴ درصد کل آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود؛ در حالی که میانگین جهانی مصرف کشاورزی حدود ۷۰ درصد و در کشور‌های صنعتی حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد است. این بدان معناست که ایران در حالی آب بسیار بیشتری از استاندارد جهانی در کشاورزی مصرف می‌کند که بهره‌وری تولید محصول در واحد آب نیز به‌طور چشمگیری پایین‌تر از میانگین بین‌المللی گزارش شده است.

 

در مقایسه‌ای دقیق‌تر، آمار‌های Our World in Data نشان می‌دهد سرانه برداشت سالانه آب در ایران بیش از ۱۲۰۰ مترمکعب برای هر نفر گزارش شده، در حالی که میانگین جهانی حدود ۶۰۰ مترمکعب است. این یعنی ایران تقریباً دو برابر میانگین جهانی آب برداشت می‌کند، آن هم در شرایطی که منابع تجدیدپذیر کشور به دلیل خشکسالی‌های متوالی، تغییر اقلیم و برداشت بی‌رویه سال‌هاست در حال کاهش است. نکته قابل توجه‌تر زمانی آشکار می‌شود که این آمار با کشور‌های منطقه خلیج فارس مقایسه شود. کشور‌هایی مانند امارات، عربستان و قطر اگرچه در زمره خشک‌ترین کشور‌های جهان قرار دارند، اما سرانه برداشت طبیعی آب آنها به دلیل اتکا به آب‌شیرین‌کن‌ها بسیار کمتر از ایران است. امارات به‌طور متوسط کمتر از ۲۵۰ مترمکعب، قطر حدود ۱۵۰ مترمکعب و عربستان حدود ۳۰۰ مترمکعب به‌عنوان منابع طبیعی آب برداشت می‌کنند و بخش عمده نیاز خود را از طریق فناوری تأمین می‌کنند. بنابراین، اگر معیار را «برداشت از منابع طبیعی» قرار دهیم، ایران چندین برابر کشور‌های خلیج فارس از منابع آبی خود استفاده می‌کند؛ آن هم در حالی که توان تجدید منابع کشور بسیار محدود و در حال افت است.

 

از طرفی، ایران در شاخص «فشار آبی» یا Water Stress در میان کشور‌های جهان در یکی از بالاترین رتبه‌ها قرار دارد و طبق داده‌های جهانی، ایران در کنار سودان، مصر، لیبی و پاکستان در جمع کشور‌های با فشار آبی «بسیار بالا» طبقه‌بندی می‌شود. این شاخص نشان می‌دهد چه میزان از منابع آب تجدیدپذیر یک کشور برداشت می‌شود؛ عدد ایران بسیار بالا و در برخی سال‌ها بیش از ۸۰ درصد بوده است، در حالی که استاندارد جهانی توصیه می‌کند برداشت نباید بیش از ۴۰ درصد کل منابع تجدیدپذیر باشد. کشور‌های خلیج فارس اگرچه مصرف آب بالایی دارند، اما فشار آبی آنها به دلیل اتکا به آب‌شیرین‌کن‌ها و سیستم‌های بازیافت آب، روی منابع زیرزمینی و طبیعی کمتر وارد می‌شود؛ در مقابل ایران تقریباً تمام نیاز خود را از سفره‌ها، رودخانه‌ها و سد‌ها تأمین می‌کند و همین امر باعث شده بسیاری از دشت‌های کشور وارد مرحله فرونشست شدید شوند.

 

استاندارد جهانی مصرف آب خانگی حدود ۱۵۰ لیتر در روز است، اما در ایران بیش از نیمی از استان‌ها بین ۱۸۰ تا ۲۵۰ لیتر مصرف دارند، یعنی ۴۰ تا ۷۰ درصد بالاتر از حد مجاز. در مقابل، کشورهای خلیج فارس با مصرف بالاتر ۳۰۰ تا ۵۵۰ لیتری، کمتر دچار بحران می‌شوند؛ امارات ۵۵۰ لیتر، عربستان ۳۰۰ لیتر و بحرین ۲۹۰ لیتر

دلیل این تفاوت، نه مصرف کمتر، بلکه توان مالی و فناوری این کشورهاست. آنها بخش عمده آب خانگی خود را از طریق آب‌شیرین‌کن‌های صنعتی تأمین می‌کنند، در حالی که ایران مجبور است از منابع طبیعی محدود خود برداشت کند. به همین دلیل، مصرف ۲۰۰ لیتری در ایران فشار مستقیم بر منابع آب طبیعی وارد می‌کند، در حالی که مصرف مشابه یا بالاتر در کشورهای خلیج فارس بیشتر فشار بر بودجه انرژی است، نه منابع طبیعی.

 

در کنار این تحلیل جهانی، داده‌های مصرف تهران که در قالب جدول ارائه شده نشان می‌دهد پیک مصرف شهری در ماه‌های گرم تابستان می‌تواند تا چند ده درصد بالاتر از میانگین برسد و همین موضوع فشار مضاعفی بر شبکه‌های تأمین آب شهری وارد می‌کند. این الگو در سراسر کشور قابل مشاهده است؛ اما دوباره باید تأکید کرد که نقش بخش شهری در بحران آب ایران تنها حدود ۶ تا ۸ درصد کل مصرف است و مشکل اصلی ساختاری در بخش کشاورزی است؛ بخشی که هم بیشترین مصرف را دارد و هم کمترین بهره‌وری را.

 

با کنار هم قرار دادن این داده‌ها، تصویر بزرگی از بحران آبی ایران ترسیم می‌شود: کشوری که دو برابر میانگین جهانی آب برداشت می‌کند، بیش از ۹۰ درصد آن را در کشاورزی مصرف می‌کند، صنایع آن سهم ناچیزی در مصرف دارند، مصرف شهری رو به افزایش است و سفره‌های زیرزمینی‌اش به سرعت در حال افت هستند. مقایسه با کشور‌های منطقه نیز نشان می‌دهد که ایران برخلاف آنها امکان اتکای گسترده به آب‌شیرین‌کن‌ها را نداشته و توسعه فناوری‌های آب‌رسان را به تأخیر انداخته است؛ همین امر شکاف میان الگوی مصرف و توان طبیعی تجدید آب را به بالاترین سطح رسانده است.

 

پیامد‌های این وضعیت در سال‌های اخیر نمایان شده است: فرونشست زمین در دشت‌های مهم کشور به سطح غیرقابل برگشت رسیده، تالاب‌ها و دریاچه‌ها یکی پس از دیگری خشک شده‌اند، کشاورزی سنتی بسیاری از مناطق را از امکان ادامه فعالیت محروم کرده و رقابت بر سر منابع آب در میان استان‌ها و شهر‌ها افزایش یافته است. علاوه بر این، فشار بر شبکه‌های تأمین آب شهری، افزایش هزینه تأمین، کاهش کیفیت آب و احتمال بحران‌های مقطعی کمبود، بخشی از نشانه‌های آینده نزدیک ایران است اگر روند فعلی اصلاح نشود.

 

راهکار‌ها از نگاه متخصصان آب کاملاً روشن و تکرارشونده است. نخست، اصلاح فوری الگوی مصرف در بخش کشاورزی و حرکت به سمت آبیاری نوین، کاهش سطح زیر کشت محصولات پرمصرف و افزایش بهره‌وری. دوم، توسعه فناوری‌های شیرین‌سازی آب در مناطق جنوبی کشور و انتقال محدود و هدفمند آب شیرین‌شده به مناطق بحرانی. سوم، بازچرخانی آب در صنایع و شهرها، کاهش هدررفت شبکه‌ای و کنترل برداشت از چاه‌های غیرمجاز؛ و در نهایت، تدوین یک سیاست ملی الزام‌آور برای مدیریت تنش آبی و هماهنگی میان دستگاه‌هایی که امروز هرکدام بر اساس منافع مقطعی تصمیم‌گیری می‌کنند. تجربه کشور‌های منطقه خلیج فارس نشان می‌دهد حتی سرزمین‌های بسیار خشک نیز با مدیریت یکپارچه و اتکا به فناوری می‌توانند بحران را کنترل کنند؛ اما ایران با وجود منابع بیشتر، به دلیل برداشت بی‌رویه و سیاست‌های ناهماهنگ، وارد مرحله‌ای شده که هر سال هزینه خروج از آن سنگین‌تر از سال قبل خواهد بود.

 

این گزارش بر پایه داده‌های رسمی جهانی و ملی، مقایسه منطقه‌ای و تحلیل کارشناسی، تصویری واقع‌بینانه از وضعیت آب ایران ارائه می‌دهد؛ تصویری که اگرچه نگران‌کننده است، اما در صورت اجرای سیاست‌های اصلاحی می‌تواند به سمت پایداری حرکت کند؛ البته اگر فرصت باقی مانده باشد.

پربازدیدترین آخرین اخبار